banner sprouts


|  خانه |  تماس با ما

 

 

tulips

روانشناسی و عرفان: علم روان

تأکید عرفان بر روانشناسی تکاملی و پرورشی بوده و بنیاد آن بیشتر بر مبنای پژوهش درونی است تا بیرونی. به همین دلیل به عنوان "علم روح" شناخته میشود.

کلمه "تکامل و پرورش" به معنای باز شدن، توسعه و انبساط است. معانی متعدد آن شامل رویانیدن تدریجی، انبساط، تقویت، بیدارکردن قوّه فعّاله و گشودن تدریجی لایه ها میباشد.

در روانشناسی غربی تکامل انسان بیشتراز جنبه توصیف چگونگی تغییرات جسمی، فکری و جمعی او در طول زندگانی طبیعی او مورد توجّه قرار میگیرد. به عبارت دیگر، دیدگاه آن خطّی و یک جانبه بوده و از زمانی خاصّ و فرهنگ و تمدّنی خاصّ تبعیّت میکند. متأسّفانه این روش چگونگی ظهور و رشد و تکامل انسان کامل و یا جامعه مطلوب را مشخّص ننموده است با اینکه یکی از مبانی اساسی این نوع روانشناسی، اهمیّت فوق العاده این اوامر بود.

برای تشریج این تکامل، نادر عنقا از مثال بذر گیاه استفاده میکند. آینده و تقدیر یک درخت در بطن بذر آن نهفته است. همه اجزای آن آماده ظهورند از تنه درخت و پوست آن تا ریشه ها و شاخه ها و برگها و جوانه ها همه در آن بذر کوچک مخفی است. برای نمود ظاهری آنها، میبایست بذر را میان خاک قرار داده و آنرا آبیاری نمود. اگر بذر کاشته نشود، کاری صورت نگرفته و سرانجام فاسد شده و علم درونی آن آشکار نخواهد شد. ولی اگر در خاک کاشته شود به تکثیر خود میپردازد. چون خود کفا است، بذر با توکّل مستقیم به نهاد درونی خود و بدون توجّه به بذرهای دیگر رشد نموده و به صورت گیاه ظهور میکند. انسان نیز به همین طریق باید عمل کند. میبینیم که بذر باعث بوجود آمدن برگها و تمام درخت میشود. باید پرسید که شکل برگها در درون بذر به چه گونه است؟ این بذر کوچک برگها را شکل میدهد. چگونگی آن برای ما مشخّص نیست. در حقیقت بذر خالق است چون وجود به معنای خالقیّت است.

انسان نیز دارای بذری است که میبایست شناخته شود. این بذر در میان بدن انسان است که جنبه خاک را دارد. این بذر کدامست؟ این بذر همان عاملی است که ما به نام "من" میشناسیم که هویّت حقیقی انسان و محلّ آن در قلب اوست. محیط پرورشی آن میباید برای رشد آن آماده شود. عبادات وسیله ای است در جهت آماده نمودن زمین و شرایط مناسب آن برا ی رشد بذر. انسان تنها یک "من" دارد که بذری است که میباید کاشته شود. هنگامی که این بذر کشف شود، رشد نموده و همه چیز را تحت تأثیر خود قرار میدهد. این هویّت همان است که در ادیان به نام "خدا" شناخته میشود. در این رشد، حقیقت علم در ظهورات تنه، برگ، ریشه و بذر و غیره آشکار میشود. انسان میبایست به اوامر باغبان دانا سربسپارد. هر فردی حقیقت را در خود داشته و میبایست به کشف آن نائل شود. این امری است که با تفکّر امکان پذیر نبوده و اسباب آن وحی است. "من" هیچگاه فکر نمیکند.

بذر جوانه زده و رشد میکند و سرانجام گل داده و میوه میدهد. ریشه غذاهای مورد لزوم را از خاک گرفته و گیاه دائمأ به سیر آسمانی خود به سوی خورشید که برای حیات آن لازم است، اشتغال دارد. انواع گوناگون بذرها محتاج به طول زمانهای مختلف برای کمال و بلوغ خود میباشند. درخت پرتغال بعد از چهار سال ، درخت سیب بعد از سه سال، کرفس بعد از دو ماه و درخت خرما بعد از سی سال به میوه خود میرسند. تنها هنگامی که میوه رسیده باشد، گیاه عهد و پیمان بذررا به انجام رسانیده و حقیقت گیاه را آشکار نموده است. انواع گوناگون گیاهان برای بلوغ و سررسیدن میوه خود به زمانها مختلف احتیاج دارند.

به همین ترتیب در انسان نیز، تکامل پرده برداری تدریجی از امری است که قبلأ در درون او بوده است و به ثمر رسیدن تواناییهای مخفی و نهفته درونی. در عین حال این امر در انسان به منزله آماده کردن او برای حیات بعد از زمین است. تعلیم نادر عنقا بر این است که در درون هر انسان امری است که او را به قدم گذاشتن در این راه تشویق میکند. این علم و خواست و اشتیاق یه دانستن است که او ر به حرکت میاورد. هنگامی که از این دریچه یگذرد فنای او خواهد شد. آنگاه همانند درون رحم مادر، دائمأ با هم هستند. از آن پس، پدر آسمانی در هرجا که باشیم و مشغول هرکاری که باشیم، در خواب و بیداری، همیشه همراه ما خواهد بود. جدایی از او وجود ندارد. هنگامی که تواناییهای خود را پرورش داده و آشکار نماییم و فنای در معشوق الهی یا خدا باشیم، ابدیت و لایتناها از آن ما نیز خواهد بود. حقیقت و ذات حیات ابدی و جاویدان است.

در کتاب "صلح" حضرت پیر میفرمایند: " آنچه را که یک فرد انسانی پس از تولّد و آشنایی به محیط طبیعی انجام میدهد پرورش آموزشی است که قبلأ با همه قوانین اصیل طبیعت به او داده شده است" این نعمتی است که طبیعت افاضه نموده است. انسان با دست خالی و بدون سرمایه اوّلیه مانند لوحی بی نقش وارد این جهان نمیشود. "... به عنوان مثال در خصوصیّات خلقت انسان داشتن دست و یا عضلات و اعصاب و سایر ارگانهای او آموزشی است که از متن حقیقی وجود به موجودیّت انسان افاضه گردیده است...... آشنایی سیستم گوش در تجزیه امواج صوتی برای کودک ویا تطبیق عضلات چشم و عدسی آن برای تشخیص اشیاء و ابعاد خارج، پرورش امکانات موجود است که قبلأ آموزش حقیقی را برای پرورش بعدی دارد". انسان با علم و آموزش و ابزار لازم جهت گام برداشتن و گفتگو به این دنیا میآید. شاید بهتر میبود اگر کوشش خود را بیشتر مصروف اوّلی مینمود تا امر دوّم.

"هرفرد انسانی واجد خصوصیّات و استعدادات مختلف غنی است که در مسیر حیات طبیعی با آن متولّد میشود" ولی متأسّفانه کودکان و نوجوانان تحت تأثیر تعصّبهای خانوادگی، اجتماعی و آموزشی که به وسیله افرادی که کوچکترین اطّلاعی از حقیقت امر آموزش و پرورش ندارند بدانها تحمیل شده، همچنین بکار بردن روشهای غلط آموزشی، از اکتشاف قابلیّت و استعدادهای حقیقی خود محروم میمانند. پیامبر اسلام، حضرت محمّد بن عبدالله (ص) میفرمایند: "هرکدام از افراد مردم همانند معادنی از طلا و نقره و جواهرات اند. نیکی های آنان را استخراج کنید تا سلامت یابید." روانشناسی در عرفان طرق پرورش تکاملی را تعلیم داده تا گنجینه ارزشمند درونی استخراج شود.

 


|  برگشت به بالا |  خانه

©2007 Sufi Psychology Association®. All rights reserved.